أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
120
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
و در امراض رجا كه آن حبل كاذب بود مىافتد و صبيان را از ان ادره مائى شود و در كبار ايشان دوالى پديد آيد و قروح ساق و قروح ايشان بصلاح نيايد و اشتهاى ايشان بسيار بود و هضم ايشان كم باشد و اسهال ايشان سخت بود با اذيت و تفريح معده و احشا و تپ در ايشان بسيار پديد آيد و تپ محرقه بواسطه يبس طبيعت ايشان و فى الجمله آبهايى كه ايستاده باشند مضرت آن بسيار بود بسبب غلظ و مكث آن در موضعى واحد و استحاله آن در احشا بسخونت پس موافق نباشد صاحبان تپ محرقه را و اما آبهاى كه از برف مستحيل شده باشد در ان غلظى و كثافتى باشد و دير هضم شود و احداث بلغم بسيار كند و اگر برف را آب كنند غليظ بود آن آب و حكم آن و حكم آبى كه به برف سرد شده باشد نزديك باشد بطبيعت آبى كه از برف مستحيل شده باشد و همچنين الطف از ان آبى بود كه از بيرون به برف سرد كرده باشند كه در ان هم غلظى و كثافتى باشد و مورث غلظ احشا مىشود و همچنين نزديك بود به آب برف آبى كه از يخ فشرده شده باشد يا آنكه گداخته باشد يا آنكه به يخ سرد كرده باشند يا آنكه به يخ از بيرون آن نهاده باشند كه حكم اين جمله نزديك بود به يكديگر در تغليظ احشا و فساد مزاج و از ثلجى و آب حمرى هر كدام از اينها كه باشد اگر مخلوط نباشد باشياى رديه آب را با ايشان ممزوج مىتوان كردن كه آب سرد كنند از براى خوردن اما اگر برف يا يخ مخلوط بود باشياى رديه اولى آن بود كه آب را به آن سرد كنند در حجاب كه كوزه آب پر كرده در ميان گذارند تا سرد شود از اشياى رديه چيزى به آن آميخته نشود اما آبى كه در ان علق بود كه آن را زالو و ذرون گويند و آن كرمى باشد كه در اكثر آن سميتى بود و در جثه مختلف مىباشند و در لون هم مختلفاند و بسبب حدوث ايشان در آب مزاج آب مختلف مىشود و مائل برداءت و اگر كسى از ان آب خورد به غير از آنكه خوف آن باشد كه در گلوى شارب درآيد ديگر احداث رداءت هم مىكنند و اگر كسى از ان آب خورد بايد كه از عقب كرپاس خورد كه از ان آن كرم نتواند گذر كردن تا از ورود آن در حلق ايمن شود و ديگر از جمله مياه آبهاى باشد كه در معادن باشد و كان كه قوتى از ان كان و معدن در آب پديد شده باشد چنان كه در معدن آهن اگر چشمه باشد و آب از آنجا خورند موجب قوت احشا مىشود و مدد مىكند هضم را و به حركت مىآورد اشتها را و بدن را نيز قوى مىسازد بسبب قوتى و خاصيتى كه در آن آب بود به دو كيفيت كه سردى باشد يا گرمى و نفع مىكند طحال را و معين بود باه را ديگر از معدنى كه از ان قوت احشا پديد مىشود اگر كسى از آبى كه از چشمه آن معدن خورد پيش كه آن هم تقويت احشا مىكند و معده را قوى مىسازد و اما چشمه گوگرد اگرچه از خوردن آب چشمه آن نفعى نبود بلكه مشتمل بر مضرتى بود و ليكن اگر كسى در ان غوطه زند از اكثر امراض شفا مىيابد مثل جرب و رعشه و لقوه و فالج و استرخا بلكه سوء القنيه و مفاصل و درد ورك و عرق النسا و نفخ رياح و امثال اين امراض بخلاف آب زيبقى كه در معدن زيبق بود يا گذرد مورث قروح امعا بود و اگر معدن ملح گذرد و آن آب مالح بود مورث هزال و ذبول شود و قشف بدن بهم رسد و ابتدا كند فعل او باسهال بسبب خلا و در آخر قبض كند بسبب جفاف و فساد كند در رطوبات بدن خاصه دم را و احداث حكه و جرب كند بسبب حدوث سودا و اصلاح آن بفواكه خام و بقول و اشياء تفه كنند و اما آبى كه در ان كدورت باشد بسبب اختلاط اجزاى ارضى مورث حصباه كليه و مثانه بود و احداث سده كند و مصلح آن مدرات بود و اشياء حلو و دسم و اما مبطون كه دائم الحدث بود بواسطه غلظ و قبض از ان منتفع شود و اگر آبى در چشمهء نوشادر بود و كسى در ان درآيد يا از ان تشرب كند طبيعت او را حل كند و شكمش براند و همچنين اگر به آن حقنه كنند همين عمل كند و اما معدن شب آب آن را اگر كسى خورد يا در ان نشيند نفع دهد سيلان دم طمث را اگر زنى باشد و رطوبات فضلى و اسهال مردان را و نفث دم و سيلان بواسير را و ليكن گاه باشد كه اثاره حميات كند در ابدانى كه در ايشان استعداد حدوث حميات بود و در هر آبى كه از معدنى يا از كانى آيد كه در ان خاصيتى بود اگر از معدن و كان آن آب را نيابند از ان جنس آن اشياى معدنى در آتش گرم كرده در آب مصفا سازند كه از ان همان خاصيت آيد مثل آنكه آهن را گرم كنند و آهن گرم را در آب اندازند تا در ان آب آن آتش ايشان منطفى شود و قوتى از ايشان در آن آب پديد آيد و اگر بعد از آنكه آن آب كسب آن قوت كند به دو طريق توان خوردن يكى آنكه آن را سرد كنند و بخورند دوم آنكه همچنان گرم خورند پس اول خاصيت آب سرد را ملاحظه كنند كه اگر چه تقويت احشا مىكند و انعاش حرارت اگر باعتدال بود اما مضرت آن بعصب بين بود